چشمم به انتظار تو تر شد نیامدی؛
اشكم شبیه خون جگر شد نیامدی؛
گفتم غروب جمعه تو از راه میرسی؛
عمرم در این قرار به سر شد نیامدی؛
در مسجدیم وطاعت این ماه شغل ماست؛
بی قبله هر نماز به سر شد نیامدی؛
گفتیم لا اقل سر افطار میرسی؛
دیده به راه ماند و سحر شد نیامدی...
التماس دعا
صلوات و عجل فرجهم
تنها منجي...ما را در سایت تنها منجي دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 50