تنها منجي

متن مرتبط با «پلکی بزنی به سیم آخر بزند» در سایت تنها منجي نوشته شده است

انتظار آخر

  • نیلوبلاگ

    در حسرت تو خون شده چشم نگارها /xa0ای انتظار آخر چشم انتظارها ای آشنا تر از همه، این دیده کور باد /xa0نشناخته اگرچه تو را دیده بارها خار طمع به چشم و به پا ریسمان ترس /xa0افتادهایم بی تو در این گیر و دارها جز اشک ناشیانه و جز آه پشت آه /xa0دیگر چه چشم داشتی از تازه کارها!؟ کار دل از ترحم دلدار هم گذشت /xa0زنگ...

    ادامه مطلب
  • پلکی بزن . . .

  • نیلوبلاگ

    پلکی بزن مولا! که ایمان جان بگیردتا در زمین، بارانی از قرآن بگیرد ای مهر عالمتاب خوبی! جلوه گر شوتا عشق در روی زمین سامان بگیرد پلکی بزن تا دشتها گندم برقصندبوی طراوت بشکفد، باران بگیرد پلکی بزن تا غنچهها شبنم بخندندباغ از بهار خندهیxa0گل، جان بگیرد پلکی بزن تا ریشههای شب بخشکدتا صبح صادق، عمر جاویدان بگیرد ایمان به فصل سرد؟ هرگز، تا تو هستیهرگز مبادا فصل یخبندان بگیرد از دیو و دد، مولا! ملولم، جلوه گر شوتا زندگی بوی خوش انسان بگیرد مولا! بهار خندهات را منتشر کنتاxa0 فصل سرما در زمین پایان بگیرد...

    ادامه مطلب
  • برس ای عشق به یاد دل ما چشم به راهان

  • نیلوبلاگ

    نه از اين کوه صدايی، نه در اين دشت غباری نه به اين روز اميدی، نه از آن دور سواری xa0 آن قدر لاله وارونه در اين کوه نشستهست که نماندهست به پيراهنت ای دشت، غباری xa0 بس که خون و غزل و خاطره پاشيده به ديوار بر نمیآيد از طبع پريشان شده کاری xa0 شب و خرناس گرازان، نه کليدی نه چراغی باغ عريان و هراسان، نه ترنجی نه اناری xa0 دم مسموم که پيچيد در اين کوچه بن بست که نی افتاد کناری، قلم افتاد کناری xa0 آی خورشيد تباران همه فانوس بياريد تا بگرديم پی آينهای، آينه داری xa0 سبدی واژه بياريد و بهاری گل و افسوس...

    ادامه مطلب